قهرمان ميرزا عين السلطنه
1833
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
وكالت بهترين كارها هفته چهار روز مجلس برقرار است . آن هم دفعهاى دو ساعت ، اغلب به صحبتهاى بىمعنى . اگر قانون هم خوانده شود هشت ماده كه نصف صفحه نمىشود . ماهى صد تومان مواجب معين با دخلهاى غيرمعين [ دارند ] . پس از تمام مشاغل دربارى و اين وزارتهاى پرزحمت با دردسر بىمواجب و مداخل صد هزار مرتبه بهتر است و هركس دنبال وكالت نرود احمق است . هيچكارى از اين راحتتر و با شرفتر ، معزز و محترمتر امروز در مملكت ما نيست . وزراى ما از طلوع صبح تا چند ساعت از شب رفته بىمواجب و مداخل زحمت مىكشند و متصل فحش مىخورند كتبا و لسانا . سردار و امراء تومان كه مثل لكهء حيض شدهاند . سايرين كه جاى خود دارند . مواجبهاى آنها را قطع كردند ، تيولات را بردند ، شأن و شرف آنها رفت ، آنچه از آب و آتش عمل بيايد در حق آنها گفتند و نوشتند ، بىچيز ، فقير ، پريشان . اما از آن طرف وكلا باشرف ، باعزت ، پرمداخل ، بامواجب ، بىكار ، بىزحمت ، محبوب عموم ، مقدس ، پس حكما و حتما بايد دنبال وكالت رفت . اين نوكريها فايده ندارد . در روزنامهء « كشكول » لغاتى وضع و معنى كرده بود منجمله « برهء دو مادره » ، كسى كه مواجب زياد داشته حالا هم ماهى صد تومان حقالوكاله مىبرد . جمعه 29 - صبح شاهزاده ملكآرا اينجا بود . باز در باب املاك حاجى ميرزا آقاسى صحبت كرديم . قرار شد مجدا لقمان را ملاقات كرده عريضهاى بدهيم تا خدا چه خواسته باشد . ارباب و رعيت روزنامهء « صور اصرافيل » نمرهء 18 از چاپ درآمده اين دفعه غمخوارى رعاياى ايران را كرده و خرابى ايران را به اين جهت دانسته كه اگر املاك به رعيت واگذار شود ايران آباد مىشود . بدبخت نمىداند كه ارباب چيزى نمىبرد . منتهى حق او پنج دو و سه كوت است كه از ده چهار ارباب شش رعيت ، و از نه سه قسمت ارباب شش قسمت رعيت مىبرد ، و از يك جريب زمين كه باغ يا يونجه باشد هرقدر رعيت برد ارباب هفت هزار يا يك تومان بيشتر نمىبرد . چه بسا آن باغ صد تومان بدهد . در مخارج هم ابدا شريك نيست . يك دفعه ارباب پنج هزار تومان خرج قنات مىكند و او يك دينار شركت ندارد . در بعضى دهات كاهگل اطاق رعيت با ارباب است ، چه رسد به چيزهاى ديگر . در بعضى از دهات هم تخم ، گاو ، تمام مخارج و ادوات رعيتى را ارباب مىدهد و آنچه عمل بيايد نصف مىشود . چه خوب مىگفت اعزاز السلطان داماد ملكآرا كه كار از اصلاح گذشته